تبليغاتX
از ربنای رکعت دوم شروع شد...
 از ربنای رکعت دوم شروع شد...
يك ربع مانده به آغاز بي كسي...
   
نقطه سر خط بچه ها بنویسید
با خط درشت عشق را بنویسید
تکلیف شب شماست در دفتر دل
صد مرتبه از روی خدا بنویسید...


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ



نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
مهر 1385
شهریور 1385



پیوندها
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
فاطمه ی خوب من
الکترون خسته ی من...
سمیه خانم ...رهگذر عزیز
آقا علی رضا...ستاره ی شهر
مهربون وخوب ورفیق و خواهر من
آقا محمد (عاشقی باید کرد)
صاحبدل بیدل
فصل قشنگ من (پاییز)
شهر فرنگ من ...
کوچه ی خوشبخت
حمید محمدی
اعترافات یک راپورتچی(محمد دلاوری )
سونيا
كيميا(ضامن آهو)
به نام آرام دلها
دست نوشته های رسول شریف
سلام ای غربت تنهایی...!
دوباره خندیدن را تمرین می کنم
دو کلام حرف حسابی
جناب روحانی...
فرزند زمستون...


 RSS 

طراحی قالب:

POWERED BY
BLOGFA.COM
 صیغه ی فضولی...
 

من می گم خدا یا ((دستم به دامانت این مسافر ما دیر کرده اورا برسان)) ...

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم زندگی(( شستن یک بشقاب است)) ...

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم مرگ(( فصل جدید قصه ی بودن ما آدم هاست)) ...

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم(( پاییز)) رو دوست دارم

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم اگه یه ستاره تو آسمون داشتم اسمش رو می زاشتم(( ریحانه)) ...

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم اگه آسمون آبی نبود دوست داشتم(( صورتی)) بود ...

 

شما چی میگید؟

 

 

من می گم بگو خوب شد ما تیر برق نشدیم تا بهار ما را از نعمت روییدن محروم کند...

 

شما چی میگید؟

 

این آخریه منظورم این بود که هرکسی از شما یه جمله ی قشنگ که خودش دوست داره بنویسه

  + نوشته شده دریکشنبه بیست و نهم مهر 1386  ساعت 7:42  توسط شیما 
 
 

من ومزرعه یه عمره چشم به راه بهاریم

 

زیر شلاق زمستون ضربه ها رومی شماریم

 

 

توی این شب غیر گریه کار دیگه ای نداریم

 

خوش به حال هر کی خوابه ما به بیداری دوچاریم

 

 

تن این مزرعه ی خشک زخمیه بزر دوباره اس

 

شب پر از حظور تلخه جای خالیه ستاره اس

 

 

مزرعه دزدیدنی نیست فردا میلاد بهاره

 

حالا این مزرعه ی خشک ترسا از خزون نداره

 

 

نفس بکش نفس بکش اینجا نفس غنیمته

 

توی سکئته مزرعه صدای تو یه نعمته

 

نفس بکش

 

**********************************

 

نظرتون رو هم در مورد این عکس ها بنویسید برام

 

 

 

 

منتظر نظراتتون هستم

 

 

 

  + نوشته شده درسه شنبه بیست و چهارم مهر 1386  ساعت 7:54  توسط شیما 
 
 

کم آوردم ... نه اصلا کم داشتم از همون اولش هان؟ چیه؟ الان این جوری خوب شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

من دیگه نمی تونم نه نمی تونم ... دارم دیوونه می شم دارم ..دارم ...دق می کنم!!!!

آره خودمم من،،،،،، منی که تا دیروز داشتم...

نمی خوام نه دیگه نمی خوام ،،،،نمی خوام یه ثانیه هم باشم کنار خودم !!!دارم فرار می کنم از ،،،از

خودم ... از خودم ...از خودم ... با با ولم کن ..ولم کنید ..من نبودم... نیستم ...!!!تموم شدم اصلا ...

کسی نیست در وواکنه؟؟؟ ... من دارم می مونم لای در!!! ... !!!اینا دارن دیپورتم می کنن ...!!!

نمی خوام دوباره برگردم!!! کسی نیست..!!هیشکی نمی خواد من واز اینجا ببره !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا تموم نمی شه هان؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که گفتم نیستم من که از اولشم نبودم ...

دارم خفه می شم... دارم سر می رم ...از خودم ...

بگو خودت،، بگو بشون بگو نبندن... بگو یکی داره می یاد... بگو...!!!بگو من رو لای در نزارن ...

من آخه قدمام سستن من آخه خسته ام !!!!!!!!!!!!!بابا من که گفتم کم آوردم !!!!

بگو منم ببرن بگو ... بگو ..بگو... ببین دارم صدات می کنم ...!!!کمکم کن !!!به دادم برس ...

بزا پاشم از خواب بزار پاشم ...بگو من وجا نزارن ‍..بزا صدات کنم ... بزا از ته دلم صدات کنم

بزا داد بزنم  ...((خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا))

 

 

 

  + نوشته شده درسه شنبه هفدهم مهر 1386  ساعت 6:8  توسط شیما 
 
 

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

الهی العفو...الهی العفو...الهی العفو... الهی العفو... الهی العفو...

 

 

  + نوشته شده درپنجشنبه دوازدهم مهر 1386  ساعت 15:28  توسط شیما 
 
 

بار خدايا! آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم... نهج البلاغه، خطبه 216

  + نوشته شده دردوشنبه نهم مهر 1386  ساعت 12:56  توسط شیما 
 
 

بار خدايا! آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم... نهج البلاغه، خطبه 216

  + نوشته شده دردوشنبه نهم مهر 1386  ساعت 12:55  توسط شیما 
 
 

 

یا سَریعَ الِرّضا،اِغفِرلِمَن لا یُملِکُ اِلاَّ الدُّعآءَ،َفاِنَّکَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، یا مَن اسمُهُ دَوآءٌ،وذِکرُهُ شِفآءٌ،وطاعَتُهُ غِنیً،

 

اِرحَمَ مَن رَاسُ مالِهِ الَّرجآءُ،وَسِلاحُهُ البُکآءُ،

 

 

ای که به زودی از بندگان خوشنود می شوی

 

بیامرز کسی را که سرمایه ای جزدعا ندارد، بدرستی که توانچه بخواهی می کنی

 

ای که نامش دواست ویادش شفاست

 وطاعتش توانگریست، رحم کن به حال کسی که سرمایه اش امید،و سلاحش گریه است.

 

 

این تکه از دعای کمیل و خیلی دوست دارم بهم امید دوباره می ده

 

خدا یا مرا آن ده که آن به ...

برام دعا کنید ... خیلی این روزا بهش احتیاج دارم ... مثل مجروحی به مرهم ...می دونید که چی می گم .

  + نوشته شده دردوشنبه دوم مهر 1386  ساعت 20:31  توسط شیما